نگذاشتند ...نگاهت کنم ...
نگذاشتند در آغوش بگیرمت ...ببوسمت ...
نگذاشتند ...
....
دیدی نفرین من با دنیا چه کرد....
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
هرساله برایت عیدانه می نوشتم اما امسال نه ...
....آخر چه می نوشتم برایت ...
.....از کدام دلخوشی برایت قصه می ساختم ...
......سال جدید برایم جز نگاه پر از دلتنگی ...
درکنار عکسهایت نبود ...
....خوب می دانم که اینروز هادلتنگ عزیزانت هستی ...
...و اوضاع خوب نیست ...
.....روزهای سختی در پیش است ...
...آرزو می کنم دوباره بخندی ...
....بیشتر از همیشه ..
در کنار گل های بابونه وحشی....
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور